Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ شیرمستی

تلفظ بین المللی : /ʃirmˈasti/ تلفظ :‌ [SiRm'asti]
لغت نامه دهخدا
  • شیرمست
  • شیرماهی
  • واگن شیربسته
  • شیرمس
  • شیرمایى
  • شامستیان
  • شیرستان
  • شیرماست
  • شیرمایه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

شیرمستی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت شیرمست. دوران تا شش ماهگی بره که از سیر خوردن شیر مادر فربه شده است. ( از یادداشت مؤلف ) :
بره در شیرمستی خورد باید
که چون بخته شود گرگش رباید.
نظامی.
نشاط هر دو در شهوت پرستی
به شیر مست ماند از شیرمستی.
نظامی.
رجوع به شیرمست شود.

کلمات مرتبط

  • شیرمست
  • شیرماهی
  • واگن شیربسته
  • شیرمس
  • شیرمایى
  • شامستیان
  • شیرستان
  • شیرماست
  • شیرمایه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات