معانی کلمه : شیرفروش
لغت نامه دهخدا
شیرفروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) لبان. فروشنده شیر. که شیر فروختن پیشه دارد. لبنیاتی. ( یادداشت مؤلف ). فامی. ( منتهی الارب ).
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
dairyman (اسم)
شیر فروش، لبنیات فروش
milkman (اسم)
شیر فروش، مرد شیر فروش
