شیرافکن. [ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) شیرافگن. شیراوژن.آنکه شیر را بر زمین افکند و از پای درآورد. ( یادداشت مؤلف ). کسی که شیر را هلاک می سازد و بر زمین می افکند. || شجاع و دلیر. ( ناظم الاطباء ). شیرانداز. کنایه از مردم قوی و پرزور. ( آنندراج ). شجاع. بسیار شجاع. سخت شجاع. ( یادداشت مؤلف ) : همه نامداران بر این هم سخن که کاموس شیرافکن افکند بن.فردوسی.ز خون چشیدن شیرافکنان آن دو سپاه بسان مردم میخواره...
فرهنگ عمید
۱. شیرانداز، شیراوژن. ۲. [مجاز] دلیر، دلاور.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه شیر را مغلوب کند کسی که شیر را بر زمین زند . ۲ - دلاور دلیر پر زور .