معانی کلمه : شیدایی
لغت نامه دهخدا
شیدائی. [ ش َ / ش ِ ] ( حامص ) رجوع به شیدایی شود.
فرهنگ عمید
۱. آشفتگی.
۲. شیفتگی.
۲. شیفتگی.
فرهنگ معین
(شَ ) (حامص . ) ۱ - شیفتگی . ۲ - دیوانگی . ۳ - عاشقی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - آشفتگی شیفتگی . ۲ - دیوانگی . ۳ - عاشقی .
حالتی خُلقی با مشخصههای نشاطزدگی و سراسیمگی و بیشفعالی و افزایش میل جنسی و پرش افکار (flight of ideas)
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
جنون، دیوانگی
بیقراری، دلباختگی، دلدادگی، دلشدگی، شوریدگی، شیفتگی، عاشقی
۱. بیقراری، دلباختگی، دلدادگی، دلشدگی، شوریدگی، شیفتگی، عاشقی
۲. جنون، دیوانگی
فرهنگستان زبان و ادب
{mania} [روان شناسی] حالتی خُلقی با مشخصه های نشاط زدگی و سراسیمگی و بیش فعالی و افزایش میل جنسی و پرش افکار (flight of ideas )
