شیبا. ( ص ، اِ ) از پهلوی چیباک ، شیپاک ، تندرو: آژی شپاک ؛ مار تیز در رفتار، مار شیبا. ( یادداشت مؤلف ). مار افعی.( برهان ) ( انجمن آرا ) ( از جهانگیری ) ( آنندراج ) ( یادداشت مؤلف ). || ( ص ) مار شیبا؛ بگمانم بمعنی گزنده و عذاب دهنده است ، مقابل مار بی زهر که نگزد وعذاب نکند، چه شیب بمعنی عذاب است. ( یادداشت مؤلف ). موذی : مار شیبا؛ مار گزنده. مار موذی : کسی کش مار شیبا برجگر زدورا تریاق سازد...
فرهنگ عمید
مار افعی: سر دیوار او پُر مار شیبا / جهان از زخم او شد ناشکیبا (فخرالدین اسعد: ۱۸۷ ).
فرهنگ معین
(شَ یا ش ) ۱ - (ص . ) آشفته . ۲ - شیفته ، دیوانه . ۳ - (اِ. ) افعی .
فرهنگ فارسی
← شیوۀ بازبینی و ارزیابی برنامه
( صفت ) ۱ - آشفته شیفته . ۲ - دیوانه ۳ - ( اسم ) افعی .
دانشنامه عمومی
شیبا (به ژاپنی: 芝, Shiba) یکی از محله های توکیو پایتخت ژاپن است که در منطقهٔ میناتو واقع شده است.جی آر، خط یامانوته، ایستگاه تاماچیمتروی توئی، خط میتا، ایستگاه میتاwiki: شیبا شیبا (ابهام زدایی). شیبا ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:شیباپارک شیباwiki: شیبا (ابهام زدایی)...
[ویکی الکتاب] معنی شِیباً: پیرها (جمع أشیب)معنی شَیْباً: به جهت پیریمعنی ﭐشْتَعَلَ: شعله ور شد -درخشید(ﭐشْتَعَلَ ﭐلرَّأْسُ شَیْباً :موهای سفید را به شعله تشبیه کرده است)ریشه کلمه: شیب (۳ بار)«شِیب» (بر وزن سیب) جمع «اشیب» به معنای «پیر» است، و در اصل از مادّه «شیب» (بر وزن عیب) و «مشیب» به معنای سفید شدن مو گرفته شده.سفید شدن موی همچنین است (راغب) «شاب الرجل یشیب شیباً: لبیض شعره» . آن درکنایه از ...
فرهنگستان زبان و ادب
{PERT} [مدیریت-مدیریت پروژه] ← شیوۀ بازبینی و ارزیابی برنامه