(شَ یا ش ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - آن چه که بتوان از آن اعلام و اخبار کرد، چیز. ج . اشیاء. ۲ - مجهول (ریاضی ).
دانشنامه آزاد فارسی
(در لغت به معنی چیز) نزد فلاسفه و متکلمان اشعری به معنی موجود. نزد متکلمان معتزلی شیء به هر چیزی که می تواند در خارج موجود باشد، اعم از واجب الوجود و ممکن الوجود اطلاق می شده است. برخی متکلمان شیء را شامل امر قدیم، امر حادث و جسم دانسته اند. در فلسفه بین دو اصطلاح شیء و موجود فرقی نیست، اطلاق شیء بر تمام امور عقلی، خیالی، وهمی، و خارجی جایز است و در هر مورد معنای خاص خود را دارد. اطلاق شیء بر خداو...
دانشنامه عمومی
شیء ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:آویژه یا شیء یا آبجکت در فلسفهموجودیتwiki: ساختمان داده یا یک تابع باشد. در نمونه برنامه نویسی شیء گرا بر پایه کلاس، «شی» به یک مثال ویژه ای از کلاس اشاره می شود که می تواند ترکیبی از متغیرها، توابع و ساختمان های داده باشد. در رابط های مدیریتی پایگاه داده یک شی می تواند یک جدول، ستون یا یک رابط بین موجودیت داده و پایگاه داده باشد (مانند مربوط بودن ...
[ویکی فقه] شی ء: چیز را گویند و جمع آن اشیاء می باشد. از آن به مناسبت در باب وصیّت و اقرار سخن گفته اند.کسی که وصیّت کرده چیزی از مالش را به دیگری بدهد، یک ششم اموال او به وی داده می شود. اقرار با لفظ شیءاگر کسی با لفظ مبهمی همچون شی ء اقرار کند، اقرارش صحیح است؛ لیکن او را به تفسیر آن ملزم می کنند. wikifeqh: شیء[ویکی الکتاب] معنی شَیْءٍ: چیزیمعنی خَلَقَهُ: آنچه را آفرید(در جمله " أَحْسَنَ کُلَّ ش...
فرهنگستان زبان و ادب
{object} [ریاضی] هر عضو یکی از دو رده ای که یک رسته تشکیل می دهند و نقشی شبیه مجموعه ها دارد