Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شگرفی

تلفظ بین المللی : /ʃeɡˈarfi/ تلفظ :‌ [Seg'aRfi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سپر شنگرفی
  • شنگرفی
  • شرفی
  • شرفیاب
  • شرفیاب شدن
  • شرفیابی
  • شگرف
  • شگرف اندام
  • شگرف همت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شگرفی. [ ش َ / ش ِ گ َ ] ( حامص ) خوبی. نیکویی. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ) : همه روز این شگرفی بودکارش همه عمر این روش بود اختیارش.نظامی. || زیبایی. ( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ). اعلایی. ( ناظم الاطباء ) : رخش حسن ای جان شگرفی را به میدان درفکن گوی کن سرها و گوها را به چوگان درفکن.خاقانی ( دیوان ص 649 ).گه به زبان دیگران وعده خوش همی دهی گه به شگرفی و تری هوش مرا همی بری.خاقانی.کز شگ...

فرهنگ عمید

نیکویی، زیبایی: کز شگرفیّ و دلبریّ و خوشی / بود یاری سزای نازکشی (نظامی۴: ۶۲۸ ).

فرهنگ فارسی

۱ - نیکویی زیبایی . ۲ - احتشام بزرگی . ۳ - قوت نیرومندی . ۴ - عجیبی شگفتی . ۵ - ندرت کمیابی .

مترادف و متضاد

excellence (اسم)
مزیت، برتری، تفوق، خوبی، رجحان، شگرفی، ممتازی، علو مقام

کلمات مرتبط

  • سپر شنگرفی
  • شنگرفی
  • شرفی
  • شرفیاب
  • شرفیاب شدن
  • شرفیابی
  • شگرف
  • شگرف اندام
  • شگرف همت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات