Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکیل

تلفظ بین المللی : /ʃˈakil/ تلفظ :‌ [S'akil]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • شکیل اباد
  • شکیل اونیل
  • اونیل شکیل
  • ابچلیک شکیل
  • شکیلا
  • شکیلا هاشمی
  • دگرش با طرح شکلی ثابت
  • دگره با طرح شکلی ثابت
  • رشته شکلات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

شکیل . [ ش َ ] (ع اِ) کف خون آمیخته ای که بر دهانه ٔ لگام پیدا شود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

شکیل . [ ش َ ] (از ع ، ص ) خوشگل . خوش صورت . خوش اندام . زیبا. خوب روی . (ناظم الاطباء). در تداول بمعنی خوشگل و جمیل بکار برند، ولی در لغت نیافتم و گویا در عربی بدین معنی نیامده است . وجیه . وجیهه . قشنگ . زیبا. (یادداشت مؤلف )....

فرهنگ عمید

مکر؛ حیله؛ تزویر؛ فریب.

۱. خوشگل؛ زیبا.
۲. خوش‌اندام؛ خوش‌ریخت.

مکر، حیله، تزویر، فریب.
۱. خوشگل، زیبا.
۲. خوش اندام، خوش ریخت.

فرهنگ معین

(شَ) [ ع . ] (ص .) در فارسی : خوش - ریخت .

(ش ) [ ممال شکال ] (اِ.) 1 - ریسمانی که بر پای اسب و ستر بدخو بندند؛ چدار. 2 - زنجیری که بدان کارد و خنجر را به کمربند متصل کنند. 3 - سیخ آهنین یا چوبین که بدان اجزای در را به هم متصل سازند. 4 - (کن .) فریب ، حیله ، نیرنگ .

(شَ ) [ ع . ] (ص . ) در فارسی : خوش - ریخت . (ش ) [ ممال شکال ] (اِ. ) ۱ - ریسمانی که بر پای اسب و ستر بدخو بندند، چدار...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - ریسمانی که بر پای اسب و استر بد خو بندند چدار . ۲ - زنجیری که بدان کارد و خنجر را به کمر بند متصل کنند ۳ - سیخ آهنین یا چوبین که بدان اجزای در را به هم متصل سازند . ۴ - فریب حیله نیرنگ .
مکر و فریب و حیله یا نام درختی است

فرهنگ اسم ها

اسم: شکیل (پسر) (عربی) (تلفظ: shakil) (فارسی: شَکیل) (انگلیسی: shakil)
معنی: زیبا، پسر خوش چهره

مترادف و متضاد

چشم‌نواز، قشنگ، متناسب

خوش‌اندام، خوشگل، زیبا

۱. چشمنواز، قشنگ، متناسب
۲. خوشاندام، خوشگل، زیبا

beauthortiful (صفت)خوب، خوشرو، فرخ، زیبا، قشنگ، خوشگل، عالی، شکیل، باصفا، خوش اندام، خوش روی، خوبرو، خوش منظرshapely (صفت)خوش ریخت، شکیل، خوش اندام، خوش بر و رو، خوش ترکیبpretty (صفت)خوب، خوش نما، قشنگ، شکیل...

فرهنگ فارسی ساره

خوش ریخت، زیبا


کلمات مرتبط

  • شکیل اباد
  • شکیل اونیل
  • اونیل شکیل
  • ابچلیک شکیل
  • شکیلا
  • شکیلا هاشمی
  • دگرش با طرح شکلی ثابت
  • دگره با طرح شکلی ثابت
  • رشته شکلات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات