Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکوخیدن

تلفظ بین المللی : /ʃˌokuːxˈidan/ تلفظ :‌ [S,oku:x'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • شوخیدن
  • شکوفیدن
  • شکوهیدن
  • شکوخیده
  • شکوخیدگی
  • شکولیدن
  • شخونیدن
  • شخیدن
  • شوریدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

شکوخیدن. [ ش ِ / ش ُ دَ ] ( مص ) لغزیدن. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( غیاث ) ( آنندراج ). عثر. عثرت. عثار. وقرة. بشکوخیدن. آشکوخیدن. تعثر. عثیر. لغزیدن. ( یادداشت مؤلف ). هفوت. ( صراح اللغة ). وقرة. ( منتهی الارب ). و رجوع به شکوخیده شود.- شکوخیدن زبان ؛ لغزش زبان. تپق زدن زبان : عثار؛ شکوخیدن زبان در سخن. ( یادداشت مؤلف ). تعثر؛ شکوخیدن زبان در سخن. ( منتهی الارب ). || بسر در...

فرهنگ عمید

۱. سکندری خوردن، لغزیدن، به سردرآمدن، افتادن: چو از سرکشی کرد هر سو نگاه / شکوخید و افتاد بر خاک راه (آغاجی: شاعران بی دیوان: ۱۹۶ ).
۲. ترسیدن.

فرهنگ معین

(ش دَ ) (مص ل . ) ۱ - لغزیدن ، سکندری خوردن . ۲ - ترسیدن .

کلمات مرتبط

  • شوخیدن
  • شکوفیدن
  • شکوهیدن
  • شکوخیده
  • شکوخیدگی
  • شکولیدن
  • شخونیدن
  • شخیدن
  • شوریدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات