معانی کلمه : شکلک در اوردن
فرهنگ فارسی
( شکلک در آوردن ) عضلات صورت را با وضعی مسخره آمیز جنبانیدن با لب و لوچه و چشم وادا ابرو در آوردن .
مترادف و متضاد
snoot (فعل)
قیافه گرفتن، شکلک دراوردن
واژه نامه بختیاریکا
( شکلک در آوردن ) ضَرب گِریدِن
کلمات مرتبط
- به شکل دراورده شده
- استوانه ای شکل در برش عرضی
- ادم شکاک در دین و عقاید مذهبی
- توصیه در مورد بدترین شکل های کار کودکان
- دائمه مطلقه با دائمه مطلقه در شکل اول
- دائمه مطلقه با دائمه مطلقه در شکل دوم
- دائمه مطلقه با دائمه مطلقه در شکل سوم
- دائمه مطلقه با دائمه مطلقه در شکل چهارم
- دائمه مطلقه با ضروریه مطلقه در شکل اول
