( شکست آمدن ) شکست آمدن. [ ش ِ ک َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) شکست رسیدن. مغلوبیت دست دادن. هزیمت یافتن. ( یادداشت مؤلف ) : به چیزی که بر ما نیاید شکست بکوشید و با آن بسایید دست.فردوسی.به یک رزم کآمد شما را شکست کشیدید یکباره از جنگ دست.فردوسی.شگفت است کآمد بر ایشان شکست سپهبد مباد ایچ با رای پست.فردوسی.شب آمد درآمد به دارا شکست سکندر میان تاختن را ببست.فردوسی.- شکست اندرآمدن به کسی ( نیرویی ) ؛ مغلوب ...