کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شکستگی-جوش-نخورده | کلماتور
معانی کلمه : شکستگی جوش نخورده
تلفظ بین المللی :
/ʃˌekastˈeɡi dʒˈuːʃ nˈaxordˌeː/
تلفظ :
[S,ekast'egi dZ'u:S n'axoRd,e:]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
شکست جوی
جوز شکستن
شکستگی
شکستگی باز
شکستگی بدجوش خورده
شکستگی برشی
شکستگی بسته
شکستگی ترکه ای
شکستگی تغذیه ای
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
نوعی شکستگی که کاملاً جوش نخورده باشد
فرهنگستان زبان و ادب
{ununited fracture} [ارتاپزشکی] نوعی شکستگی که کاملاً جوش نخورده باشد
کلمات مرتبط
شکست جوی
جوز شکستن
شکستگی
شکستگی باز
شکستگی بدجوش خورده
شکستگی برشی
شکستگی بسته
شکستگی ترکه ای
شکستگی تغذیه ای
نظرات