Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکار

تلفظ بین المللی : /ʃˈekɑr/ تلفظ :‌ [S'ekAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • شکار افکنان
  • شکار افکنی
  • شکار انداز
  • شکار انگیز
  • شکار اهنج
  • شکار باز
  • شکار بزرگ
  • شکار بند
  • شکار داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

شکار. [ ش ِ ] (ع اِ) ج ِ شَکْر و شِکْر. (ناظم الاطباء). رجوع به شکر شود.

شکار. [ ش ِ ] ( اِ )قصد کشتن آدمی مر حیوانی را. ( آنندراج ) ( غیاث ). صیدکردن حیوانی را. ( از یادداشت مؤلف ). صید. قنز. قبض. ( منتهی الارب ). وعد. ( از المنجد ): اصطیاد؛ شکار کردن چیزی را. ( منتهی الارب ). موضوع شکار در جهان امروز دارای اهمیت زیاد است و به شعب مختلف تقسیم میشود:اولاً...

فرهنگ عمید

هر حیوانی که آن را با تیر زده یا با دام می گیرند، حیوان صیدشده، نخجیر، صید.

فرهنگ معین

(ش ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - صید، حیوانی که شکار شود. ۲ - (عا. ) ناراحت ، رنجیده .

فرهنگ فارسی

حیوانی که برای استفاده از گوشت یا دیگر اندام‌های آن یا صرفاً به خاطر تفریح شکار می‌شود متـ . صید

صید، اشکار، هرحیوانی راکه باتیربزنند، صیدشده
( اسم ) ۱ - صید نخجیر. ۲ - هر حیوانی که صید شود . ۳ - هر چیز رایگان مفت . ۴ - یغما غارت . ۵ - لقمه چرب و نرم ۶ - بز کوهی . ۷ - ناراحت .
جمع شکر

دانشنامه عمومی

شکار یا نخجیر کُشتن یا به چنگ آوردن موجودی زنده توسط موجود زندهٔ دیگر است. به کسی که شکار می کند نیز شکارچی یا نخجیربان گویند. شکار جانوران توسط انسان برای تجارت شاملِ فروش پوست و مو، استخوان و عاج، گوشت و دیگر اجزای بدن یا برای تفریح (به اسم ورزش) انجام می شود.بیست ریالی - پشت اسکناس عنوان: شکارگاه قرن سیزدهم هجریشکار جرگه، که گاه در گذشته شکار قمرغه نامیده می شد، نوعی از شکار است که در آن مردم ب...

نقل قول

شکار (فیلم ۲۰۱۲). شکار (به دانمارکی: Jagten) فیلمی درام دانمارکی به کارگردانی توماس وینتربرگ و با بازی مدس مایکلسن است. داستان در یک روستای کوچک دانمارکی در اطراف کریسمس رخ می دهد، و به دنبال آن زندگی یک مرد که هدف هیستری جمعی پس از این که به اشتباه متهم به تجاوز جنسی به یک کودک شده است را نشان می دهد.• wikiquote: شکار_(فیلم_۲۰۱۲)...

گویش مازنی

شکار

/shekaar/ شکار

گویش اصفهانی

تکیه ای: šokâr
طاری: ešgâr
طامه ای: šekâr
طرقی: ešgâr
کشه ای: ešgâr
نطنزی: šekâr

مترادف و متضاد

مفت

بزکوهی

شکارگاه

غارت، یغما

بشگرد، بشگر، صید، نخجیر

۱. بشگرد، بشگر، صید، نخجیر
۲. بزکوهی
۳. شکارگاه
۴. غارت، یغما
۵. مفت

game (اسم)بازی، سرگرمی، شوخی، شکار، مسابقه، جانور شکاری، یک دور بازی، مسابقه های ورزشیchase (اسم)تعقیب، شکارcatch (اسم)دستگیره، شکار، اخذ، زبانه، عمل گرفتن، لغت چشمگیرprey (اسم)شکار، صید، نخجیر، قربانی، دستخوشhunt (اس...

واژه نامه بختیاریکا

شِکال

فرهنگستان زبان و ادب

{game, game animals} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] حیوانی که برای استفاده از گوشت یا دیگر اندام های آن یا صرفاً به خاطر تفریح شکار می شود متـ . صید

کلمات مرتبط

  • شکار افکنان
  • شکار افکنی
  • شکار انداز
  • شکار انگیز
  • شکار اهنج
  • شکار باز
  • شکار بزرگ
  • شکار بند
  • شکار داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات