معانی کلمه : شوخ طبعی
لغت نامه دهخدا
شوخ طبعی. [ طَ ] ( حامص مرکب ) تیزطبعی. بذله گویی.
فرهنگ فارسی
خوش طبعی بذله گویی .
توانایی درک یا بیان جنبههای طنزآمیز موقعیتها
مترادف و متضاد
بذلهگویی، طیبت، مزاحی، هزالی
prank (اسم)
شوخی، شوخی خرکی، شوخ طبعی، شوخی امیخته با فریب، شوخی زننده
jocundity (اسم)
خوشی، شوخ طبعی
فرهنگستان زبان و ادب
{humour} [روان شناسی] توانایی درک یا بیان جنبه های طنزآمیز موقعیت ها
