شواهد. [ ش َ هَِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ شاهد. ( اقرب الموارد ). گواهان. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). || ج ِ شاهدة. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). و رجوع به شاهد و شاهدة شود. || ( اصطلاح صوفیه ) در اصطلاح صوفیه ، هرچه دل حاضر آن است شاهد آن است و آن حاضر مشهود اوست و شواهد به صیغه ٔجمع بر مخلوق اطلاق شود و شاهد به صیغه مفرد بر حق تعالی. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به شاهد شود.- شواهد اشیاء ؛ عبارت است ...