Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شو

تلفظ بین المللی : /tʃˈo/ تلفظ :‌ [tS'o]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • شو خودن
  • شو و ای
  • شو و گیر
  • شو پست
  • شو الیزابت
  • شو ـ شینگ
  • شو امبست بویین
  • شو برار
  • شو جل کره بویین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

شو. (اِ) آهار که بر روی تار پارچه ای که می بافند مالند. (فرهنگ فارسی معین ).

شو. [ ش َ / شُو ] (نف مرخم ) مخفف شونده ، وهمیشه بطور ترکیب استعمال میگردد. (ناظم الاطباء).

شو. (اِمص ) مرادف شست ، از شستن : شست و شو. (برهان ). || (نف مرخم ) شوی . مخفف شوینده (در ترکیب ): گِل سر...

فرهنگ عمید

شب#NAME?

شوهر#NAME?

۱. نمایش.
۲. جلوه؛ تظاهر.

۱. = شُدن
۲. شونده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): تاشو.

= شوهر
= شب
۱. = شُدن
۲. شونده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): تاشو.
۱. نمایش.
۲. جلوه، تظاهر.

فرهنگ معین

(اِ.) شوی ، شوهر.

(شُ یا شَ) (اِ.) شب ، لیل .

(شُ) [ انگ . ] (اِ.) نمایش (به ویژه در تلویزیون ).

(اِ.) آهار که بر روی تار پارچه ای که می بافند، مالند.

(شُ یا شَ ) (اِ. ) شب ، لیل .
(اِ. ) شوی ، شوهر.
(شُ ) [ انگ . ] (اِ. ) نمایش (به ویژه در تلویزیون ).
(اِ. ) آهار که بر روی تار پارچه ای که می بافند، مالند.

دانشنامه آزاد فارسی

شو (Shu)
در اساطیر مصر، خدایی که تجسّم هوای زندگی بخش بود. مخلوق آتوم، خدای خورشیدِ هِلیوپولیس، بود. گِب (زمین)، و نوت (آسمان) فرزندان شو بودند.
wikijoo: شو

فرهنگ فارسی

شب
شب، شوی، شوهر، نمایش، جلوه، تظاهر
( اسم ) آهار که بر روی تار پارچه ای که می بافند مالند .
شست و شو گل سر شور

دانشنامه عمومی

(لری، ممسنی) [shab] شب.

شو ایزدی است از ایزدان ۹ گانه مصر باستان (هلیوپولیتان ها) که با تفنوت -خواهر همزاد خویش - نخستین زوج گروه خدایان نه گانه به شمار می رفت و آفریده راع بود، بی آنکه با زنی بیامی زد. نامش برگرفته از فعلی است به معنی «فراز آوردن» و می توان آن را به «کسی که فراز می آورد» ترجمه کرد. او هم چون اطلس در اساطیر یونان، نگاه دار آسمان است. دربارهٔ اش گفته اند که به فرمان راع بین د...

گویش مازنی

پسوندی به معنی شوینده

۱شوهر ۲رونده ۳این نام پس از یک نام متمم می آید

/sho/ شب & شوهر - رونده ۳این نام پس از یک نام متمم می آید & پسوندی به معنی شوینده

واژه نامه بختیاریکا

( شُو ) ( دا ) ؛ شبان؛ چوپان
خیس؛ شور ( امر شستن )
( شَو ) شب
کاچی
شی

کلمات مرتبط

  • شو خودن
  • شو و ای
  • شو و گیر
  • شو پست
  • شو الیزابت
  • شو ـ شینگ
  • شو امبست بویین
  • شو برار
  • شو جل کره بویین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات