معانی کلمه : شهید
لغت نامه دهخدا
شهید. [ ش ُ هََ ] (اِخ )احمدبن عبدالملک بن شهید. ادیب است . (منتهی الارب ).
شهید. [ ش َ ] (اِخ ) شاه شهید؛ لقبی است که به ناصرالدین شاه قاجار پس از مرگ دادند. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. کشته شده در راه خدا.
۲. از نام های خداوند.
۲. از نام های خداوند.
فرهنگ معین
(شَ ) [ ع . ] (ص . ) کشته شده در راه خدا و دین و وطن . ج . شهدا. ج . شهدا. ، ~ کسی بودن سخت شیفتة کسی بودن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
(پیشنهاد کاربران) جانگواه.
مترادف و متضاد
کشته
شاهد، گواه
۱. کشته
۲. شاهد، گواه
martyr (اسم)
شهید
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
جانباخته
