معانی کلمه : شهوانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مربوط به شهوت.
۲. شهوت انگیز.
۳. پرشهوت، نشان دهندۀ شهوت.
۲. شهوت انگیز.
۳. پرشهوت، نشان دهندۀ شهوت.
فرهنگ معین
( ~ . ) (ص نسب . ) ۱ - آن چه که از روی شهوت باشد. ۲ - آرزومند.
فرهنگ فارسی
ویژگی آنچه تمایل جنسی را برمیانگیزد یا مربوط به آن است
دارای شهوت، مردخواهان و آرزومند، هوس، شهوت
( صفت ) منسوب به شهوت آن چه از روی شهوت صورت گیرد . ۲ - صاحب شهوت دارای شهوت آرزومند . یا قوه شهوانی . قوه شهوت قوه شهویه مقابل قوه غضبانی .
( صفت ) منسوب به شهوت آن چه از روی شهوت صورت گیرد . ۲ - صاحب شهوت دارای شهوت آرزومند . یا قوه شهوانی . قوه شهوت قوه شهویه مقابل قوه غضبانی .
دانشنامه عمومی
(پهلوی) وَرَنی.
مترادف و متضاد
شهوتپرست، شهوی، نفسانی ≠ روحانی
فرهنگستان زبان و ادب
{erotic} [علوم سلامت] ویژگی آنچه تمایل جنسی را برمی انگیزد یا مربوط به آن است
