Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شهلیدن

تلفظ بین المللی : /ʃahlˈidan/ تلفظ :‌ [Sahl'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • شفلیدن
  • شلیدن
  • شخلیدن
  • شولیدن
  • شپلیدن
  • شهلیده
  • شَلّیدن
  • شکلیدن
  • شهرک شهیدنامجو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

شهلیدن. [ ش َ دَ ] ( مص ) پراکنده و پریشان شدن و از هم پاشیده شدن و پخچ و پهن گشتن. ( از برهان ) :
چو افتاد دشمن در آن پای نغز
ز سُم سمندش بشهلید مغز.
نظامی ( از جهانگیری ).

فرهنگ عمید

ازهم پاشیدن، پراکنده شدن، پخش شدن: چو افتاد دشمن در آن پای لغز / به سمّ سمندش بشهلید مغز (نظامی۵: ۹۷۳ ).

کلمات مرتبط

  • شفلیدن
  • شلیدن
  • شخلیدن
  • شولیدن
  • شپلیدن
  • شهلیده
  • شَلّیدن
  • شکلیدن
  • شهرک شهیدنامجو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات