شهربند. [ ش َ ب َ ] (اِخ ) نام دهی از نور به مازندران . (ترجمه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 149).
بارو، حصار
زندان، محبس
اسیر، زندانی، گرفتار، محاصره، محبوس ≠ آزاد، رها
۱. اسیر، زندانی، گرفتار، محاصره، محبوس
۲. بارو، حصار
۳. زندان، محبس ≠ آزاد، رها