معانی کلمه : شهده
لغت نامه دهخدا
شهدة. [ ش َ دَ ] (ع اِ) اخص است از شهد که بمعنی انگبین با موم است . (منتهی الارب ). یک قطعه از عسل با موم . (ناظم الاطباء).
( شهدة ) شهدة. [ ش َ دَ ] ( ع اِ ) اخص است از شهد که بمعنی انگبین با موم است. ( منتهی الارب ). یک قطعه از عسل با موم. ( ناظم الاطباء ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
یک قطعه از عسل با موم .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šahde) (شهد + ه (پسوند نسبت)) ، منسوب به شهد . ← شهد .
اسم: شهده (دختر) (عربی) (تلفظ: šahde) (فارسی: شهده) (انگلیسی: shahde)
معنی: منسوب به شهد، عسل، ( شهد، ه ( پسوند نسبت ) )
معنی: منسوب به شهد، عسل، ( شهد، ه ( پسوند نسبت ) )
