Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شنا کردن

تلفظ بین المللی : /ʃˈenɑ kˈardan/ تلفظ :‌ [S'enA k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • با باله شنا حرکت کردن
  • مثل پورپوس شنا کردن
  • شن مال کردن
  • شن مالی کردن
  • شناس کردن
  • شند کردن
  • شنو کردن
  • در شن دفن کردن
  • سوراخی را با شن و غیره پر کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شنا کردن. [ ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سباحت. خود رادر روی آب نگاهداری کردن و بردن بوسیله حرکات دست و پا. آب بازی کردن : طَمْطَمة؛ شنا کردن. عوم. ( منتهی الارب ). رجوع به شناب ، شنار، شنا و شنو شود. || انجام دادن نوعی ورزش که در اصطلاح ورزشکاران قدیم شنا گویند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شنا شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شناه کردن : هم در آن حال همی کرد به دریای ضمیر - خاطر من ز پی حرص مدیح تو شناه . ( سنایی )

گویش اصفهانی

تکیه ای: šenow bekeri
طاری: šenow kard(mun)
طامه ای: šenow kardan
طرقی: šönow kardmun
کشه ای: šenâ kardmun
نطنزی: šenow kardan

مترادف و متضاد

swim (فعل)
شناور شدن، شنا کردن

کلمات مرتبط

  • با باله شنا حرکت کردن
  • مثل پورپوس شنا کردن
  • شن مال کردن
  • شن مالی کردن
  • شناس کردن
  • شند کردن
  • شنو کردن
  • در شن دفن کردن
  • سوراخی را با شن و غیره پر کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات