شنان . [ ش ِ ] (ع اِ) ج ِ شَن ّ. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به شَن ّ شود.
شنان . [ ش ُ ] (اِ) مخفف اشنان است و آن گیاهی باشد که بدان رخت شویند. (برهان ). اشنان . (فهرست مخزن الادویه ) (آنندراج ).
شنان . [ ش َ ] (ع اِمص ) دشمنی و خلاف . لغتی است در شنآن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ر...
فرهنگ عمید
اشنان#NAME?
= اشنان
فرهنگ فارسی
دشمنی دشمنی داشتنی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] شنآن. ریشه کلمه: شن ء (۳ بار). شنئان به فتح نون و سکون آن خوانده شده و آن بر هر ئو قرائت مصدر است (مجمع و اقرب) و به سکون نون به معنی وصف نیز آمده است (راغب و اقرب) و معنی نیز آمده است (راغب و اقرب) و معنی آن علی ایّ حال بغض و کینه است یعنی: بغض و عداوت وادار نکند عدالت کنید. شانیء: کینه ور. دشمن. . در نهج البلاغه خطبه 222 آمده «وَ مَعْجُونَهٍ شَنِئْتُها کَاَنَّما عُجِنَتْ بِریقِ ...