Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شناخت

تلفظ بین المللی : /ʃˈenɑxt/ تلفظ :‌ [S'enAxt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • شناخت تهدید
  • شناخت درمانی
  • شناخت مشترک
  • شناخت یار
  • شناخت شناسی
  • شناخت پذیر
  • شناخت رفتاردرمانی
  • شناخت روان شناسی
  • شناخت اساطیر ایران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

شناخت. [ ش ِ ] ( مص مرخم ، اِمص ) اسم مصدر از شناختن. عرفان. معرفت. شناسایی. عرفه. علم. شناختن. ( ناظم الاطباء ). عرفه. ( منتهی الارب ) : اندر شناخت راه حق تعالی. ( منتخب قابوسنامه ص 10 ).آنکه خود را شناخت نتواندآفریننده را کجا داند.ناصرخسرو.اندر آنکه بر طبیعت واجب است که بشناسد که هر بیماری کدام بیماری است و یاد کردن شناخت آن. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و در معرفت کارها و شناخت مناظم آن رأی ثاقب و فک...

فرهنگ عمید

۱. آشنایی.
۲. فهم و دریافت.
۳. علم و معرفت: نه هر سخن که برآید بگوید اهل شناخت / به سرّ شاه سر خویشتن نشاید باخت (سعدی: ۱۳۰ ).

فرهنگ معین

(ش ) ۱ - (مص م . ) شناسایی . ۲ - (اِمص . ) دریافت . ۳ - معرفت .

فرهنگ فارسی

افکار، دانسته‌ها، تفاسیر، تعابیر، دریافت‌ها و اندیشه‌های هر فرد

مصدرمرخم، شناسایی، آشنایی، فهم ودریافت، علم
( مصدر اسم ) ۱ - شناسایی آشنایی . ۲ - دریافت اندر یافت ادراک فهم . ۳ - علم معرفت . ۴ - ( اسم ) شناخته .

دانشنامه عمومی

آشنا

شناخت به عمل فکری یا فرایند بدست آوردن دانش و فهم از طریق تفکر، تجربه، و حواس گفته می شود. معانی گوناگونی را در زمینه های گوناگون به خود اختصاص داده است. در علم روان شناسی منظور از شناخت، عملکردهای (functions) روان شناختی فرد می باشد.هوارد گاردنرژان پیاژهنظریهٔ هوش های چندگانهروان شناسی رشدشناخت به توصیف، اکتساب، ذخیره سازی، تبدیل، و مورد مصرف قرار دادن دانش می پردازد. عوامل مختلفی همچو...

گویش مازنی

آشنا

گویش اصفهانی

تکیه ای: bešešnâsâ
طاری: vâšeynâsâ
طامه ای: veyešnâsâ
طرقی: vâšyâsâ
کشه ای: vâšeynâsâ
نطنزی: bašešnâsâ

مترادف و متضاد

آشنا

آشنایی، اطلاع، درک، وقوف

آگاهی، بینش، دانش، شناسایی، عرفان، علم، معرفت

۱. آگاهی، بینش، دانش، شناسایی، عرفان، علم، معرفت
۲. آشنایی، اطلاع، درک، وقوف
۳. آشنا

recognition (اسم)تشخیص، شناخت، شناسایی، به رسمیت شناختن، بازشناسی، بازشناختcognition (اسم)معرفت، شناخت، ادراک...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] شناخت مجموع حالت ها و فرآیندهای روانی مانند تفکر، استدلال، درک و تولید زبان، دریافت حواس پنجگانه، آموزش، آگاهی، احساسات و… می باشد.شناخت انسان از گذر ملاک هایی تقسیم پذیر است. یکی از این ملاک ها، چگونگی حصول است که شناخت را به چهار گونه تقسیم می کند:← شناخت سطحی یا عمومییکی دیگر از ملاک ها، راه حصول است که شناخت را بر پنج گونه تقسیم می کند:← شناخت مستقیمملاک دیگر تقسیم شناخت، واقع نمایی...

واژه نامه بختیاریکا

شنخت؛ شناخته شده؛ آشنا
شنخت

فرهنگستان زبان و ادب

{cognition} [روان شناسی] افکار، دانسته ها، تفاسیر، تعابیر، دریافت ها و اندیشه های هر فرد

کلمات مرتبط

  • شناخت تهدید
  • شناخت درمانی
  • شناخت مشترک
  • شناخت یار
  • شناخت شناسی
  • شناخت پذیر
  • شناخت رفتاردرمانی
  • شناخت روان شناسی
  • شناخت اساطیر ایران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات