Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شن

تلفظ بین المللی : /ʃˈen/ تلفظ :‌ [S'en]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • شَن
  • شن 1
  • شن آس
  • شن آیند
  • شن بر
  • شن بردار
  • شن برداری
  • شن بوم
  • شن رُست
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

شن . [ ش َن ن ] (اِخ ) ناحیه ای است در سراة و عبارت است از کوههای متصل بهم بین تهامه و یمن . (از معجم البلدان ).

شن . [ ش َ ] (پسوند) در برخی از کلمات مثل این است که معنی جای میدهد: گلشن ، جوشن ،«گوشن »، روشن ، اشن ، پشن ، اوشن ، آبشن ، دوشن ، در گلشن و تبشن (به معنی آب گرم معدنی ). (یادداشت مؤلف ).

شن . [ ش َن ن ...

فرهنگ عمید

ریگ نرم، سنگ ریزه، خرده سنگ به اندازۀ دانۀ گندم یا اندکی درشت تر.

فرهنگ معین

(ش ) (اِ. ) خرده سنگ هایی که از ریگ نرم ترند.

دانشنامه آزاد فارسی

شِن (gravel)رسوب درشت دانه ای متشکل از ریگ یا قطعات کوچک سنگ. منشأ آن بستر دریاچه ها و رودخانه ها یا سواحل دریاست. از شن برای راه سازی، شن ریزی خط آهن، و دانه بندیِ بتون استفاده می کنند. شن را از معادن سنگ، با نام شن چال، استخراج می کنند. در شن چال، معمولاً شن با ماسه یا رُس مخلوط است. بعضی از کانسارهای شن نیز حاوی ذخیره های آبرُفتیِ کانه های فلزداری، عمدتاً شامل قلع، یا فلزات آزادی از قبیل طلا و ...

فرهنگ فارسی

ریگ نرم، سنگریزه، رده سنگ، باندازه گندم
پسوند اسم مصدر در پهلوی که در چند کلمه فارسی باقی مانده و آن به دوم شخص امر حاضر یا ریشه فعل می پیوندد : بوشن دهشن گوارشن . توضیح پاداشن از همین قبیل است با تصرف جزیی .
از مقادیر و مقیاسهای طول در عهد قدیم ایران .

دانشنامه عمومی

شن در زبان عامیانه به سنگ ریزه خردتر از ریگ و درشت تر از ماسه گفته می شود. شن معمولاً در ساحل دریا و رودخانه به راحتی یافت می شود. در مهندسی عمران بر اساس طبقه بندیِ ASTM به سنگدانه های کوچکتر از ۷۵ میلی متر و درشت تر از ۴٫۷۵ میلی متر شن می گویند. طبق استاندارد طبقه بندی متحد خاک شن به دو رده شن ریز و شن درشت تقسیم می شود. بطور مثال منظور از ۰۴ و ۰۶ این است که بزرگترین قطر سنگدانه به ترتیب از ۴ می...

گویش مازنی

۱شن – شن ریزه ۲نوبت – وهله

۱پسوند فاعلی به معنی ریزنده ۲گیاهی صحرایی که از آن برای ...

/shan/ & شن – شن ریزه - نوبت – وهله & پسوند فاعلی به معنی ریزنده - گیاهی صحرایی که از آن برای سوخت استفاده کنند

گویش اصفهانی

تکیه ای: šen
طاری: šen
طامه ای: šen
طرقی: šen
کشه ای: šen
نطنزی: šen

مترادف و متضاد

رمل، سنگریزه، ماسه

sand (اسم)ماسه، شن، ریگ، شن کرانه دریاgravel (اسم)ماسه، سنگ مثانه، سنگ ریزه، شن، ریگgrit (اسم)استحکام، ثبات، سنگ ریزه، شن، ریگ، ماسه سنگ...

واژه نامه بختیاریکا

( شِن ) از اسامی درختان
چیت؛ ریز

فرهنگستان زبان و ادب

{granule} [زمین شناسی] ذرۀ رسوبی به قطر 2 تا 4 میلی متر
{gravel} [زمین شناسی] انباشته ای طبیعی و سست از آوارهای بزرگ تر از ماسه و کوچک تر از ریگ

کلمات مرتبط

  • شَن
  • شن 1
  • شن آس
  • شن آیند
  • شن بر
  • شن بردار
  • شن برداری
  • شن بوم
  • شن رُست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات