معانی کلمه : شمیل
لغت نامه دهخدا
شمیل . [ ش ُ م َ ] (اِخ ) ابن جنبار. شاعری است از عرب . (یادداشت مؤلف ).
شمیل . [ ش َ ] (ع اِ) شمال . (ناظم الاطباء). لغتی است در شَمال (شِمال ) که بادی است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به شمال شود.
فرهنگ فارسی
لغتی است در شمال که بادی است .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: شمیل (پسر) (عربی)
معنی: باد شمال، نام روستایی در نزدیکی بندرعباس
معنی: باد شمال، نام روستایی در نزدیکی بندرعباس
