Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شمرد

تلفظ بین المللی : /ʃˈemord/ تلفظ :‌ [S'emoRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش اصفهانی
  • راست شمردن
  • روا شمردن
  • روز شمردن
  • سبک شمردن
  • ستاره شمردن
  • ساعت شمردن
  • سرای شمرده
  • شمردن
  • شمردنی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش اصفهانی

لغت نامه دهخدا

شمرد. [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ ] ( ن مف مرخم ) شمرده.مرخم شمرده. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شمرده شود.
- ناشمرد؛ ناشمرده. سنجیده نشده. بیحساب. بیمر :
یکی گوی و چوگان به قاصد سپرد
قفیزی پر از کنجد ناشمرد.
نظامی.

فرهنگ فارسی

شمرده مرخم شمرده

گویش اصفهانی

تکیه ای: bešešmârd
طاری: oǰmâr ka
طامه ای: boyošmârd
طرقی: oǰmâreš ka
کشه ای: bešešmârd
نطنزی: ošmâreš ka


کلمات مرتبط

  • راست شمردن
  • روا شمردن
  • روز شمردن
  • سبک شمردن
  • ستاره شمردن
  • ساعت شمردن
  • سرای شمرده
  • شمردن
  • شمردنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات