معانی کلمه : شمان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. هراسان.
۲. آشفته و پریشان: ازآن ملک را نظام و زاین عهد را بقا / وزآن دوستان به فخر و زاین دشمنان شمان (عنصری: ۳۴۴ ).
۲. آشفته و پریشان: ازآن ملک را نظام و زاین عهد را بقا / وزآن دوستان به فخر و زاین دشمنان شمان (عنصری: ۳۴۴ ).
فرهنگ معین
(شَ ) (ص فا. ) ۱ - هراسان و بانگ کننده . ۲ - رمنده . ۳ - آشفته ، پریشان .
فرهنگ فارسی
شمیدن
( صفت ) ۱ - بانگ و غریو کننده ( از تشنگی و گرسنگی ) . ۲ - رزمنده . ۳ - آشفته پریشان .
( صفت ) ۱ - بانگ و غریو کننده ( از تشنگی و گرسنگی ) . ۲ - رزمنده . ۳ - آشفته پریشان .
دانشنامه عمومی
شما
گویش مازنی
شما
/shemaan/ شما
