کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شمارگر | کلماتور
معانی کلمه : شمارگر
تلفظ بین المللی :
/ʃomˈɑrɡar/
تلفظ :
[Som'ARgaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
شمارگر 1
شمارگر 2
شمارگر تناسبی
شمارگر سوسوزن
شمارگر هسته
شمارگر هسته های میعان اَبر
شمارگر هستۀ یخ
شمارگر هماب
شمارگر گردوخاک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
شمارگر. [ ش ُ گ َ ] ( ص مرکب ) شمارنده. محاسب. حسیب. حاسب. ( یادداشت مؤلف ). شمارگیر. || دانشمند حساب و عدد.( یادداشت مؤلف ). رجوع به شمارکار و شمارگیر شود.
فرهنگ فارسی
کنتور
شمارنده محاسب حاسب
فرهنگستان زبان و ادب
{conteur, counter, compteur (fr. )} [عمومی] دستگاهی برای اندازه گیری مقدار مصرف آب و برق و گاز
{counter} [فیزیک] ابزاری برای شمارش رویدادها
کلمات مرتبط
شمارگر 1
شمارگر 2
شمارگر تناسبی
شمارگر سوسوزن
شمارگر هسته
شمارگر هسته های میعان اَبر
شمارگر هستۀ یخ
شمارگر هماب
شمارگر گردوخاک
نظرات