معانی کلمه : شفاعت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. درخواست عفو یا کمک از کسی برای دیگری، خواهشگری، پایمردی.
۲. در تشیع، اعتقادی مبنی بر اینکه معصومین می توانند به اذن خداوند فرد را از وارد شدن به دوزخ نجات داده و او را مشمول غفران و رحمت الهی کنند.
۲. در تشیع، اعتقادی مبنی بر اینکه معصومین می توانند به اذن خداوند فرد را از وارد شدن به دوزخ نجات داده و او را مشمول غفران و رحمت الهی کنند.
فرهنگ معین
(شَ عَ ) [ ع . شفاعة ] ۱ - (مص ل . ) خواهش کردن . ۲ - درخواست بخشش یا کمک کردن از کسی برای دیگری . ۳ - (اِمص . ) خواهش .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
خواهش کردن، درخواست عفویاکمک ازکسی برای دیگری، خواهشگری، پایمردی
( مصدر ) ۱ - خواهش کردن التماس کردن. ۲ - درخواست عفو یا کمک کردن از از کسی برای دیگری . ۳ - ( اسم ) خواهش التماس. ۴ - درخواست عفو برای کسی خواهشگری .
( مصدر ) ۱ - خواهش کردن التماس کردن. ۲ - درخواست عفو یا کمک کردن از از کسی برای دیگری . ۳ - ( اسم ) خواهش التماس. ۴ - درخواست عفو برای کسی خواهشگری .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: še(a)fāat) (عربی) خواهش کردن از کسی برای عفو وبخشش گناه دیگری ، پایمردی ، وساطت ؛ (در ادیان) اعتقادی در تشیع که بر مبنای آن هر یک از چهارده معصوم (ع) ، به اذن خداوند از پیروان خود پایمردی میکنند و سبب شمول رحمت بیشتر و مغفرت خداوند بر آنان میشوند.
مترادف و متضاد
عفوخواهی
التماس، خواهش
توسط، خواهشگری
مداخله، میانجیگری، وساطت
۱. توسط، خواهشگری
۲. مداخله، میانجیگری، وساطت
۳. عفوخواهی
۴. التماس، خواهش
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
خواهشگر
