معانی کلمه : شعوه
لغت نامه دهخدا
شعوة. [ ش َع ْ وَ ] (ع اِ) شمع برافروخته . (دهار).
شعوة. [ ش َع ْ وَ ] (ع مص ) برپای خاستن موی بر اندام . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به شعو شود.
فرهنگ فارسی
شمع بر افروخته

شعوة. [ ش َع ْ وَ ] (ع اِ) شمع برافروخته . (دهار).
شعوة. [ ش َع ْ وَ ] (ع مص ) برپای خاستن موی بر اندام . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به شعو شود.