Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شعر شناس

تلفظ بین المللی : /ʃˈeʔr ʃenˈɑs/ تلفظ :‌ [S'e?R Sen'As]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شعر شناسی
  • سبک شناسی شعر فارسی
  • یافته های باستان شناسی در شهر همدان
  • کتاب شناسی شهر قم
  • مرو بازسازی جغرافیای تاریخی یک شهر بر پایه نوشته های تاریخی و شواهد باستان شناسی
  • شیر شناور
  • شعرشناس
  • شعرشناسی
  • شجرشناسی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شعرشناس. [ ش ِ ش ِ ] ( نف مرکب ) سخن سنج. سخن شناس. ( یادداشت مؤلف ). آشنا به فنون و رموز شعر و ادب : امیر شعرشناس بود. ( چهارمقاله عروضی چ معین ص 63 ).
شاه فرهنگ دان شعرشناس
پیش از آن داستان که بود قیاس.
نظامی.

فرهنگ فارسی

سخن سنج شخن شناس

کلمات مرتبط

  • شعر شناسی
  • سبک شناسی شعر فارسی
  • یافته های باستان شناسی در شهر همدان
  • کتاب شناسی شهر قم
  • مرو بازسازی جغرافیای تاریخی یک شهر بر پایه نوشته های تاریخی و شواهد باستان شناسی
  • شیر شناور
  • شعرشناس
  • شعرشناسی
  • شجرشناسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات