کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شش-پاره | کلماتور
معانی کلمه : شش پاره
تلفظ بین المللی :
/ʃˈeʃ pˈɑreː/
تلفظ :
[S'eS p'ARe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شش
شَش
شِش
شش ارکان
شش اماسیده
شش انداز
شش انگشت
شش انگشتی
شش اوازه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شش پاره. [ ش ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) پاره شش ، پاره و قطعه ای از جگر سفید : گفت ابله زنی بوده ای ، شش پاره که به یک جو نمی ارزد میبرد ( گربه ) تبری که به ده دینار خریده ام رها خواهد کرد. ( منتخب لطایف عبید زاکانی چ برلن ص 149 ).
فرهنگ فارسی
پاره شش پاره و قطعه از جگر سفید
کلمات مرتبط
شش
شَش
شِش
شش ارکان
شش اماسیده
شش انداز
شش انگشت
شش انگشتی
شش اوازه
نظرات