کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : شش و پنج زنان
تلفظ بین المللی :
/ʃˈeʃ vˈa pˈandʒ zanˈɑn/
تلفظ :
[S'eS v'a p'andZ zan'An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شش و پنج
شش و پنج زن
پنج و شش
پنج و شش و هفت
پنج و شش و هفت و چهار
شش وپنج
شش و بش
شش و هشت
بیست و شش نفر و یکی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شش و پنج زنان. [ ش َ / ش ِ ش ُ پ َ زَ] ( نف مرکب ) شش و پنج زن. رجوع به شش و پنج زن شود.
فرهنگ فارسی
شش و پنج زن
کلمات مرتبط
شش و پنج
شش و پنج زن
پنج و شش
پنج و شش و هفت
پنج و شش و هفت و چهار
شش وپنج
شش و بش
شش و هشت
بیست و شش نفر و یکی
نظرات