معانی کلمه : شسته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پاکیزه و آبکشیده؛ پاکشده با آب.
۲. (اسم) [قدیمی] دستارچه.
〈 شستهورفته: [عامیانه، مجاز] پاک؛ پاکیزه.
۱. پاکیزه و آب کشیده، پاک شده با آب.
۲. (اسم ) [قدیمی] دستارچه.
* شسته ورفته: [عامیانه، مجاز] پاک، پاکیزه.
۲. (اسم ) [قدیمی] دستارچه.
* شسته ورفته: [عامیانه، مجاز] پاک، پاکیزه.
فرهنگ معین
(شُ تِ ) (ص مف . ) ۱ - پاک شده ، آب کشیده . ۲ - (اِ. ) دستارچه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آب کشیده پاکیزه ( جمع : برای اشخاص شستگان ) . ۲ - دستارچه . یا شسته و روفته . ۱ - پاک و پاکیزه . ۲ - آماده و مهیا .
مترادف و متضاد
پاک، پاکیزه، تمیز، نظیف ≠ ناشسته
واژه نامه بختیاریکا
یَشو
