Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شره شره

تلفظ بین المللی : /ʃˈorreː ʃˈorreː/ تلفظ :‌ [S'oRRe: S'oRRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شره
  • شره مند
  • شره زول کوه
  • شره بیتن
  • شره وار
  • کین شره
  • شره دال
  • شره دره
  • شُرَّه اوو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شره شره. [ ش ِرْ رَ ش ِرْ رَ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) در تداول عامه ، پاره پاره ( جامه ). ( یادداشت مؤلف ). شرمبه شرمبه. شرنبه شرنبه. لقمه لقمه. تکه تکه. رجوع به شرمبه شود.

فرهنگ فارسی

در تداول عامه پاره پاره شرمبه شرمبه شرنبه شرنبه .

کلمات مرتبط

  • شره
  • شره مند
  • شره زول کوه
  • شره بیتن
  • شره وار
  • کین شره
  • شره دال
  • شره دره
  • شُرَّه اوو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات