شرة. [ ش َرْ رَ ] (ع ص ) زن بدتر. (منتهی الارب ).
شره . [ ش َ رَه ْ ] (اِ) نام گیاهی که به هندی تلسی گویند. (از ناظم الاطباء).
شرة. [ ش ِرْ رَ ] (ع مص ) شره . مصدر به معنی شر است . (منتهی الارب ). بد شدن . (تاج المصادربیهقی ) (دهار). بدی . (دهار). سوء. (بحر الجواهر).
(شَ رِ) [ ع . ] (ص .) حریص ، میل فراوان ، طمع .
(شَ رَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) حریص شدن . 2 - (اِ.) حرص ، آز.
شیهه ی اسب
آز، آزمندی، حرص، طمع ≠ قناعت