معنی کلمه : شرقاوی
لغت نامه دهخدا
شرقاوی . [ ش َ ] (اِخ ) استاد ابوالصفا. او راست :لمعةالاسرار. و آن قصیده ای است در مدح حضرت ختمی مرتبت . چ مطبعه ٔ نیل 1906 م . (از معجم المطبوعات مصر).

شرقاوی . [ ش َ ] (اِخ ) استاد ابوالصفا. او راست :لمعةالاسرار. و آن قصیده ای است در مدح حضرت ختمی مرتبت . چ مطبعه ٔ نیل 1906 م . (از معجم المطبوعات مصر).