Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شرفی

تلفظ بین المللی : /ʃarˈafi/ تلفظ :‌ [SaR'afi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • شرفی اصغر
  • شرفی عبدالمجید
  • شرفی احمد بن محمد
  • بی شرفی
  • علی شرفی
  • اصغر شرفی
  • امیر شرفی
  • اندیس سنگ تزئینی شرفی
  • بخش سکم شرفی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

شرفی . [ ش َ رَ ] (اِخ ) سعیدبن سیدقرشی ، منسوب به شرف در مصر، محدث است . (منتهی الارب ).

شرفی . [ ش َ رَ ] (اِخ ) عتیق بن احمد....منسوب به شرف در مصر، محدث است . (از منتهی الارب ).

شرفی . [ ش َ رَ ] (اِخ ) علی بن ابراهیم ضریر فقیه . منسوب است به شرف (در مصر). (منتهی الارب )....

فرهنگ فارسی

منسوب است به شرف که جاییست در مصر یا منسوب است به شرف که مکانیست در اندلس .

گویش مازنی

مشبک بافی ساقه جوراب

/sharfi/ مشبک بافی ساقه جوراب

کلمات مرتبط

  • شرفی اصغر
  • شرفی عبدالمجید
  • شرفی احمد بن محمد
  • بی شرفی
  • علی شرفی
  • اصغر شرفی
  • امیر شرفی
  • اندیس سنگ تزئینی شرفی
  • بخش سکم شرفی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات