معانی کلمه : شرح ده
لغت نامه دهخدا
شرح ده. [ ش َ دِه ْ ] ( نف مرکب ) شرح دهنده. توصیف کننده. نمودارکننده. شارح :
آه بخور از نفس روزنش
شرح ده یوسف و پیراهنش.
آه بخور از نفس روزنش
شرح ده یوسف و پیراهنش.
فرهنگ فارسی
شرح دهنده توصیف کننده نمودار کننده
کلمات مرتبط
- شرح صد و ده کلمه از کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام
- شرح صد و ده کلمه از کلمات امیرالمومنین
- شرح دهنده
- عرفان و مقامات شرح و نقد دو نمط نهم و دهم کتاب
- مقامات عارفان شرح تفصیلی و گسترده دو نمط نهم و دهم الاشارات و التنبیهات
- از شر شیطان نجاتمان ده
- اندیس شرق تمام ده
- اندیس شرق و شمال شرق تمام ده
- اندیس شمال شرق تمام ده
