کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : شدید کردن
تلفظ بین المللی :
/ʃˈadid kˈardan/
تلفظ :
[S'adid k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تصادم شدید کردن
ضعف کردن از گرسنگی شدید
گریه شدید کردن
مراقبت شدید کردن
شهید کردن
شید کردن
شدیدا انتقاد کردن
شهید راه خدا کردن
شدید
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
keen
(فعل)
تیز کردن، شدید کردن، شدید بودن، نوحه سرایی کردن
heighten
(فعل)
زیاد کردن، بالا بردن، بسط دادن، بلند کردن، بلندتر کردن، شدید کردن
کلمات مرتبط
تصادم شدید کردن
ضعف کردن از گرسنگی شدید
گریه شدید کردن
مراقبت شدید کردن
شهید کردن
شید کردن
شدیدا انتقاد کردن
شهید راه خدا کردن
شدید
نظرات