معنی کلمه : شخصی که مکرر به تئاتر می رود
مترادف و متضاد
theatergoer (اسم)
تماشاخانه رو، شخصی که مکرر به تئاتر می رود
کلمات مرتبط
- شخصی که از طبقه پایین است
- شخصی که تبدیل به گرگ شده باشد
- شخصی که متوجه بباطن خود است
- هر شخصی که باشد
- شخصی یا اقدامی که با اعتراض و نارضایتی مردم را به خود دیده است
- فلانی یا شخصی که میانه خوبی با ان نباشد و اسمش برده نشود
- شخص که علم خاصی را نداند
- پول یا مساعدت کالایی که به شخص داغدیده جهت انجام مراسم عزا کمک می شود
- درخواست چیزی که شخص نتواند به طرف مقابل نه بگوید
