Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شخص

تلفظ بین المللی : /ʃˈaxs/ تلفظ :‌ [S'axs]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • شخص احمق و کودن
  • شخص اخیرالذکر
  • شخص اقا منش و خوش لباس
  • شخص اندک بین
  • شخص بالاتر
  • شخص بالغ
  • شخص بدگو
  • شخص بر جسته
  • شخص برتر از اقران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

شخص . [ ش َ ] (ع مص ) تناور شدن . (منتهی الارب ). || یوسف بن مانع در شرح نصاب نوشته که : مأخوذ از شخوص است که به معنی پدید آمدن چیزی است . (غیاث اللغات ).

شخص . [ ش َ ](اِخ ) دهی از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه . دارای 72 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات ، نخود و بزرک است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4)....

فرهنگ عمید

۱. سیاهی انسان که از دور دیده شود.۲. آدمی؛ انسان.۳. خود (برای تٲکید): شخص شما.۴. (حقوق) آن‌که دارای حق و وظیفه است: شخص حقیقی.۵. [قدیمی] بدن انسان؛ کالبد مردم؛ تن.⟨ شخص اول مملکت: [مجاز] ارجمندترین و گرامی‌ترین شخص که در مملکت مقامش از همه بالاتر باشد؛ پادشاه؛ رئیس دولت.⟨ شخص ثالث: (حقوق) شخصی غیر از مدعی و مدعیٌ‌علیه که در مرحلۀ دادرسی وارد دعوی شود؛ سوم‌کس....

فرهنگ معین

(شَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - تن ، کالبد انسان . ۲ - آدمی ، انسان .

فرهنگ فارسی

سیاهی انسان که ا دوردیده شود، کالبدمردم، تن، بدن انسان، آدمی، انسان، اشخاص، ذات هرشخص، خلق و، خوی، شرافت وبزرگواری( اسم ) ۱ - سیاهی آدمی از دور ( کم ) . ۲ - کالبد مردم تن بدن . ۳ - آدمی انسان . ۴ - جسد لاشه . ۵ - ذات . ۶ - کسی که در نمایشنامه یا استان نقشی دارد و با خصوصیات خود ظاهر می شود جمع : اشخاص شخوص . یا شخص اول . برجستهترین شخص ارجمندترین فرد . یا شخص اول کشور ( مملکت ) . رئیس حکومت رئیس د...

دانشنامه عمومی

ذات هر انسان که دارای ویژگی های معلوم باشد

شخص (به انگلیسی: Person) موجودیست، مثلاً انسان، که قابلیت ها یا ویژگی های خاصی دارد که تشخص او را تشکیل می دهد، و تعریف دقیق آن موضوع اختلاف بسیار است. شکل جمع رایج برای شخص، «مردم» است که اغلب برای اشاره به کل یک ملت یا قومیت استفاده می شود، بنابراین حالت جمع «اشخاص» اغلب در زمینه هایی که نیاز به دقت بیشتر دارند همچون نوشته های فلسفی یا حقوقی استفا...

مترادف و متضاد

ذات

وجه

آدمی، انسان، بشر

بابا، تن، فرد، کس، نفر ≠ شی‌ء

۱. بابا، تن، فرد، کس، نفر
۲. آدمی، انسان، بشر
۳. ذات
۴. وجه ≠ شیء

subject (اسم)نهاد، فاعل، مطلب، مبتدا، شخص، در معرض، موضوع، شیی، تحت، مبحث، موضوع مطالعه، زیرموضوع، موکول بهfigure (اسم)ظاهر، فرم، صورت، طرح، پیکر، رقم، شکل، شخص، نقش، عددman (اسم)آدم، رفیق، مرد، شخص، نوکر، انسان، شوهر، فرد، مردی، ب...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مَرْءُ: شخصمعنی ﭐمْرَأَ: مرد -شخصمعنی مَرْحَباً: تحیتی است که به شخص وارد شونده می گویند ، و در حقیقت رحب ( وسعت ) خانه را تقدیم آن شخص میکنندمعنی بُهْتَانٌ: افتراء ( آن را بهتان نامیدهاند ، چون شخص مورد افتراء را مبهوت میکند )معنی تَشْخَصُ: خیره می شود (از شخص به معنی باز ایستادن حدقه چشم از حرکت)معنی خُرْطُومِ: بینی فیل وخوک (اطلاق خرطوم بر بینی آن شخص کافر ، با اینکه خرطوم تن...

کلمات مرتبط

  • شخص احمق و کودن
  • شخص اخیرالذکر
  • شخص اقا منش و خوش لباس
  • شخص اندک بین
  • شخص بالاتر
  • شخص بالغ
  • شخص بدگو
  • شخص بر جسته
  • شخص برتر از اقران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات