معانی کلمه : شخص
لغت نامه دهخدا
شخص . [ ش َ ] (ع مص ) تناور شدن . (منتهی الارب ). || یوسف بن مانع در شرح نصاب نوشته که : مأخوذ از شخوص است که به معنی پدید آمدن چیزی است . (غیاث اللغات ).
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(شَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - تن ، کالبد انسان . ۲ - آدمی ، انسان .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
ذات هر انسان که دارای ویژگی های معلوم باشد
مترادف و متضاد
ذات
وجه
آدمی، انسان، بشر
بابا، تن، فرد، کس، نفر ≠ شیء
۱. بابا، تن، فرد، کس، نفر
۲. آدمی، انسان، بشر
۳. ذات
۴. وجه ≠ شیء
