معانی کلمه : شتم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دشنام دادن، فحش دادن، ناسزا گفتن.
فرهنگ معین
(شَ تْ ) [ ع . ] (مص م . ) دشنام دادن .
فرهنگ فارسی
دشنام دادن، فحش دادن، ناسزاگفتن
( مصدر ) دشنام دادن فحش دادن ناسزا گفتن .
( مصدر ) دشنام دادن فحش دادن ناسزا گفتن .
مترادف و متضاد
بدگویی، دشنام، زشتیاد، سخنزشت، فحش، ناسزا، ناسزاگویی
