شتابی کردن. [ ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شتابیدن. به طور عجله و به زودی کاری کردن. ( از ناظم الاطباء ). اِدلیلاء. اِغتِلا. اِهرِماع. اِهناف. تَقَرﱡب. تَهنیف. شَغشَغَة. قَطرَبَة. کَنهَفَة. مَلمَلَة. نَقث : تَلَمُز؛ شتابی کردن در رفتار. اِجهاد؛ شتابی کردن پیری و بسیار گردیدن آن. اِدرِنفاق ؛ شتابی کردن در رفتار. اِهباذ؛ شتابی کردن در رفتن و پریدن. اِهذاب ؛ شتابی کردن در دویدن و پریدن و در سخن. تَمَطُر؛...