شب نشینی. [ ش َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شب نشین. بیداری شب. ( ناظم الاطباء ). نشستن دوستان بعداز شام خوردن در جایی برای صحبت. ( فرهنگ نظام ). گردآمدن گروهی در پاس اول شب یا دیری از شب و صحبت کردن و خود را مشغول ساختن. ( ناظم الاطباء ) : به شب نشینی زندانیان برم حسرت که نقل مجلسشان حلقه های زنجیر است.( از یادداشت مؤلف ).وگر فرش است در عشرت سرایم ماهتاب امشب شبم خوش شب نشینی میکنم با آفتاب امشب.ظهو...
فرهنگ عمید
با هم نشستن در شب، مهمانی در شب که جمعی باهم بنشینند و شب را به صحبت و تفریح بگذرانند.
فرهنگ فارسی
۱ - با هم نشستن به شب در محفلی . ۲ - مهمانی در شب و گذراندن شب را دسته جمعی با تفریح .