معانی کلمه : شبرق
لغت نامه دهخدا
شبرق . [ ش َ رَ ] (ع ص ) ثوب شبرق ؛ جامه ٔ پاره . (منتهی الارب ). شبرق الثوب فلان ؛ قطعه و مزقه . (اقرب الموارد). و ثوب شبرق ؛ ای مقطع کله . (اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). و رجوع به شبارق در این معنی شود.
فرهنگ فارسی
ز قوم تر یا ضریع که گیاهیست دیگر و شتر آنرا نمیخورد ضریع تر .
