شاک . (پسوند) ظاهراً بصورت مزید مؤخری در کلمه ٔ چمشاک آمده است و یا آنکه چمشاک صورتی از چمشک ، مبدل چشمک است .
شاک . [ ک َ ] (هندی ، اِ) طبق روایت بشن پران نام درختی باشد. (ماللهند بیرونی ص 117).
شاک . (اِ) سینه بند زنان را گویند و آن پارچه ای باشد چهارگوشه که پستانهای خود...
فرهنگ عمید
شککننده.
۱. بز نر. ۲. بز پیر.
شک کننده. ۱. بز نر. ۲. بز پیر.
فرهنگ معین
(اِ. ) بز نر، تکه .
فرهنگ فارسی
بز نر
بزنر، بزپیر ( اسم ) شک کننده گمان کننده . ظاهرا بصورت مزید موخری در کلمه چمشاک آمده است و یا آنکه چمشاک صورتی از چمشک مبدل چشمک است .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] شخص مردّد نسبت به حکم واقعی را گویند.شاک، کسی است که در نفس وی حالت تردید و دودلی درباره چیزی وجود دارد؛ به بیان دیگر، شاک به کسی می گویند که احتمال وقوع و یا عدم وقوع چیزی در نظر او یکسان می باشد و به همین دلیل نسبت به آن چیز در حالت سرگردانی به سر می برد.موارد استعمال واژهاز مواردی که در اصول، درباره شاک سخن به میان آمده، جایی است که مکلف را به اعتبار حالاتش نسبت به حکم شرعی واقعی به ...