معانی کلمه : شاپور
لغت نامه دهخدا
شاپور. (اِخ ) اول . رجوع به شاپوربن اردشیر شود.
شاپور. (اِخ ) اورمزد. رجوع به شاپور ذوالاکتاف شود.
شاپور. (اِخ )... اردشیر. رجوع به شاپوربن اردشیر شود.
شاپور. (اِخ ) ابن هرمز. رجوع به شاپور ذوالا کتاف شود.
فرهنگ عمید
شاهپور#NAME?
= شاهپور
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
غیر واقعی دروغین
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šāpur) پسر شاه ، شاه زاده ؛ (در اعلام) نام چند تن از اشخاص در تاریخ نظیر : شاپور پادشاه ساسانی پسر اردشیر بابکان، پسر نستوه نوادهی گودرز.
مترادف و متضاد
شاهپور، شاهزاده، شهزاد، شهزاده، ملکزاده ≠ شاهدخت، شهدخت
