Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاپور

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑpur/ تلفظ :‌ [S'ApuR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • شاپور جان
  • شاپور خره
  • شاپور خوره
  • شاپور قاجار
  • شاپور هویه سنبا
  • شاپور وراز
  • شاپور کام
  • شاپور بن سهل
  • شاپور تهرانی ارجاسب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شاپور. (اِخ ) اول . رجوع به شاپوربن اردشیر شود.

شاپور. (اِخ ) اورمزد. رجوع به شاپور ذوالاکتاف شود.

شاپور. (اِخ )... اردشیر. رجوع به شاپوربن اردشیر شود.

شاپور. (اِخ ) ابن هرمز. رجوع به شاپور ذوالا کتاف شود.

شاپور. (اِخ ) ابن هرمزد. ر...

فرهنگ عمید

شاهپور#NAME?

= شاهپور

دانشنامه آزاد فارسی

تندیس شاپور، غار شاپور، بیبنابر روایت شاهنامۀ فردوسی ، نام چند تن از دلاوران اساطیری ایران باستان : شاپور ژنده پیل در زمان فریدون ؛ شاپور از پادشاهان افسانه ای اشکانی ؛ شاپور فرمانده میمنۀ سپاه نوذر در نبرد با افراسیاب ؛ شاپور از خاندان مهرک ، از سرداران دورۀ قباد و شاپور دربار کیکاوس ، که کاوس در کار سهراب با او رایزنی کرد. این شاپور، با رسیدن خبر کشته شدن سیاوش به ایران، جامۀ سیاه بر تن کرد و هم...

فرهنگ فارسی

ابن سهل جندیشاپوری ( ف. ۲۵۵ ه.ق . ) وی بقول ابن الندیم مدیر بیمارستان جندیشاپور بود و [ کتاب الاقراباذین ] او بسیار معروف است .وزیر العاظ لین الله . آخرین خلیفه اسمعیلیه بود و در ایام وزارت او از جانب فرنک سپاه فراوان بعزم جنگ متوجه مصر گشته و چون نزدیک به آن مملکت رسیدند خوف و رعب تمام بر ضمیر مقربان استیلا یافته طلب صلح شدند و بعد از آمد شد سفرا بر مبلغ هزار هزار دینار امر مصالحه قرار یافت و محص...

دانشنامه عمومی

غیر واقعی دروغین

شاپور از نام های ایرانی برای مردان است که احتمالاً با نام شاهپور متفاوت باشد.شاپور پسر بابکشاپور یکم - ۲۴۱-۲۷۲شاپور دوم - ۳۰۹-۳۷۹شاپور سوم - ۳۸۳-۳۸۸افراد شاخص با این نام از این قرارند:سه تن از شاهان ساسانی و یک تن از برادران اردشیر بابکان این نام را داشته اند:wiki: کازرون استان فارس از چشمه رنجان سرچشمه گرفته و در تنگ چوگان به چشمه ساسان متصل شده و به سمت استان بوشهر جریان م...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: šāpur) پسر شاه ، شاه زاده ؛ (در اعلام) نام چند تن از اشخاص در تاریخ نظیر : شاپور پادشاه ساسانی پسر اردشیر بابکان، پسر نستوه نواده‌ی گودرز.

اسم: شاپور (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: šāpur) (فارسی: شاپور) (انگلیسی: shapur) معنی: شاه پور، پسر شاه، شاهزاده، از شخصیت های شاهنامه، ( اَعلام ) ) ( در شاهنامه ) نام چند پهلوان ایرانی، شاپور: پسر نستوه و نوه ی گودرز، که در جنگ نوذر با افرا...

مترادف و متضاد

شاهپور، شاهزاده، شهزاد، شهزاده، ملکزاده ≠ شاهدخت، شهدخت


کلمات مرتبط

  • شاپور جان
  • شاپور خره
  • شاپور خوره
  • شاپور قاجار
  • شاپور هویه سنبا
  • شاپور وراز
  • شاپور کام
  • شاپور بن سهل
  • شاپور تهرانی ارجاسب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات