کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شاه-یک-اسبه | کلماتور
معانی کلمه : شاه یک اسبه
تلفظ بین المللی :
/ʃˈɑːh jˈek ˈaːsbeː/
تلفظ :
[S'A:h j'ek 'a:sbe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دوران زندگی یک شاه
یک یانکی اهل کنتیکت در دربار شاه ارتور
رفتگی یک شانه
جانور افسانه ای دارای یک شاخ
در کاغذ های یک ربعی چاپ شده
یک نوع شته
یک ور شده
هفت تا دختر کور و کچل داشته باشه یک شبه شوهر می ده
یک شبه مهمان صد ساله دعاگو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شاه یک اسبه. [ هَِ ی َ / ی ِ اَ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از خورشید جهانگرد باشد. ( برهان قاطع ).
فرهنگ فارسی
کنایه از خورشید جهانگرد باشد
کلمات مرتبط
دوران زندگی یک شاه
یک یانکی اهل کنتیکت در دربار شاه ارتور
رفتگی یک شانه
جانور افسانه ای دارای یک شاخ
در کاغذ های یک ربعی چاپ شده
یک نوع شته
یک ور شده
هفت تا دختر کور و کچل داشته باشه یک شبه شوهر می ده
یک شبه مهمان صد ساله دعاگو
نظرات